حکایت رفاقت دیرینه من با توحکایت قهوهایستکه امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدمکه با هر جرعه بسیار اندیشیدمکه این طعم را دوست دارم یا نه؟و آن قدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتنکه انتظار تمام شدنش را نداشتمتمام که شد فهمیدمبازهم قهوه میخوامحتّی تلخ تلخ + نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 22:20 توسط نارنجی | به هوا نیازمندم...
ما را در سایت به هوا نیازمندم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 5:52